داستانها و نکات قرآنی



چهارصد سال گذشت تا فرعون بزرگ که از همه زیرک‌تر بود روی کار آمد و تسلّط او بر قوم بنی‌اسرائیل سه هزار و هفتصد و چهل و هشت سال بعد از هبوط آدم اتفاق افتاد. 

 

   
   
   

[۶]

[۷]

 و چون پایه‌های قدرت خود را محکم ساخت مغرور شد و با دیدن خداپرستی مردم خود را خدای روی زمین نامید. او فرزندی نداشت و نام همسرش آسیه و خداپرست بود.
شبی فرعون در خواب دید که آتش پیدا شد که خانه قبطیها یعنی مصریها را سوزانده ولی خانه‌های عبرانیها سالم ماند. او تمام ساحران و غیب‌گویان را جمع کرد. آنها گفتند که کودکی متولد می‌شود که دینی جدید می‌آورد و مردم را به خداپرستی دعوت می‌کند و حکومت فرعون را از او می‌ستاند. فرعون با شنیدن این سخن دستور داد هر فرزند پسری که از بنی‌اسرائیل به دنیا می‌آید او را به قتل برسانند.


آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

مطالب اینترنتی اسکيپ روم محمود مختاری دانشجو tamirkar20 صد دروازه خوابُ خيال مسجد علی بن ابیطالب حوزه علمیه امام صادق (علیه السلام ) قزوین نامه نگاری